آزادکوه
|
||
به نام خدا گزارش صعود به قله کلونچین زردکوه بختیاری طبق برنامه تقویم قرار بود قله کلونچین زرد کوه بختیاری صعود شود . ساعت 8 سه شنبه شب در محل قرار یعنی ترمینال شهید کلانتری حاضر شدم چند نفر از بچه ها را با چهره های بشاش و شاد دیدم از همان ابتدا پیدا بود که صعود خوب و موفقیت آمیزی خواهیم داشت.سر از پا نشناخته به انتظار آمدن بقیه بچه ها بودیم و البته منتظر صعودی دیگر و این بار کیلومتر ها دورتر از شهر و دیار. بچه ها آمدند و ساعت 9 شب اتوبوس ما را به سوی دوست می برد.8 ساعتی که در اتوبوس بودیم به صحبت ها و پیش بینی هایی در مورد برنامه ٰو خوردن شام گذشت و گاهی نیز گریزی به قلمرو خواب... سحر گاه به ترمینال شهرستان شهر کرد وارد شدیم .ساعت 5صبح را نشان می داد. ساعت 5/30 راننده مینی بوسی ٰغر و لند کنان ما را به سوی کوهرنگ می برد.با این حال کم کم مهربان تر شد تا جایی که پیشنهاد داد که در بر گشت هم به دنبال ما آمده و ما را به شهر کرد برگرداند .2 ساعت بعد یعنی ساعت 7/30 بعد از گذشتن از شهرستان های فارسان و کوهرنگ در کنار تونل اول و سد کوهرنگ یا چلگرد از مینی بوس پیاده شده و از پلی که بر روی سد بسته شده بود گذشتیم در کنار سد و روی چمنزاری وسیع بساط صبحانه را پهن کرده و مشغول خوردن و بعد از آن سرگرم مرتب کردن کوله ها شدیم. متاسفانه به علت خشکسالی که در سراسر کشور با آن مواجه هستیم ٰ منطقه زیبایی سابق خود را نداشت و آب سد خیلی کم شده و نیز خیلی از چشمه ها خشک شده بودند و مردم ٰ به خصوص عشایر و گله داران را در مضیقه گذاشته بود. و از آن همه یخچال و آن همه سپیدی یک دستی که سال٧٢ هنگام صعود به قلل آن منطقه دیده بودم ٰ اثری نبود. ساعت 9 به دستور سرپرست از سمت راست پلی که از روی آن عبور کرده بودیم حرکت به سمت پناهگاه آغاز شد.در طول راه بچه های عشایر بر سر راهمان سبز شده و طلب خوراکی و پول می کردند. ساعت 1/30 پناهگاه چال میشان به ما خوش آمد گفت .هوا بسیار عالی و دلچسب بود و منطقه کم و بیش سر سبز و زیبا.بچه ها به استراحت پرداختند و 2 نفر از دوستان لطف کرده و به جستجوی آب آشامیدنی رفتند.و بعد از ساعتی موفق باز گشتند و با چند نفر دیگر برای آوردن آب به پای یخچال بر گشتند. شب در فضایی صمیمی سپری و ساعت 9 شیپور خواب نواخته شد.قرار شد 5 صبح بیدار شده و ساعت 6 حرکت کنیم.سپیده دم یکی از دوستان از خود گذشتگی بزرگی کرد و تصمیم گرفت تا برگشتن ما از قله در پناهگاه مانده و به مراقبت از بار اضافی ما بپردازد.چرا که گذاشتن لوازم بدون محافظ در آن منطقه به خاطر محرومیت عشایر صلاح نبود. اگر غیر از این بود باید همه بار را تا قله حمل می کردیم که این کار مشکلات زیادی به همراه داشت . به دلیل نا آشنایی با منطقه گاهی از عشایر سوالاتی در مورد قله و مسیر می پرسیدیم. خوشبختانه به خاطر وجود دوستان مجرب و آزموده با مشکلی روبرو نشدیم و راه را به درستی پیدا کردیم .بعد از پیمودن شیب ها و پستی و بلندی ها و گذر از باقی مانده چند یخچال ٰ به دره ای موسوم به دره خدنگ که در نهایت ما را به پای قله می برد وارد شدیم و دوباره از شیبی ملایم بالا رفتیم. پای قله کنار جوی باریکی از آب زلالی که از انتهای یخچال جاری بود نشسته و به خوردن تنقلات مشغول شدیم. و باز حرکت .قله کلونچین کاملا سنگی است و ما به دلیل نا آشنایی با راه مناسب از تنها راه غیر سنگی قله که مستلزم دور زدن قله از سمت چپ به راست بود ٰصعود کردیم و این دور زدن که قسمتی از آن شیب خطرناک و خشکی داشت تا حدود زیادی از وقت ما را گرفت اما در عوض خیلی راحت به قله قدم گذاشتیم.ساعت 11/30 را نشان می داد که قله 4235 متری کلونچین دست ما را فشرد. بچه ها شور و شوق وصف ناپذیری داشتند نیم ساعتی صرف خوردن و عکاسی شد و بعدبه مصداق شعر : "لحظه ای چند بر این لوح کبود نقطه ای بود و دگر هیچ نبود" دوباره مجبورشدیم به خداحافظی از قله ای دیگر .حرکت به سمت پناهگاه شروع شد .از راه آمده برگشتیم و ساعت 5 وارد پناهگاه شده و به دوست خوبمان پیوستیم.ایشان هم با چای داغی که آماده کرده بود از ما پذیرایی کرد.خستگی شیرینی در خود احساس می کردم.قرار شد شب در پناهگاه بمانیم و ساعت 4 صبح به سمت پایین حرکت کنیم .ساعت 8 شب گروه کوهنوردی از اهواز به ما ملحق شدند .شب خنک و ستاره بارانی داشتیم.ساعت 6 بامداد کوله بر دوش عازم پایین شدیم. 2 ساعت بعد در نزدیکی سد ٰروی چمنزاری و در کنار چشمه زلالی به صرف صبحانه مشغول شدیم. و در نهایت ساعت 9/30 سوار مینی بوس که از 6 صبح منتظر ما بود شده و به سمت شهر کرد حرکت کردیم.راننده خیلی سرحال و خوش اخلاق شده بود .مرتب حرف می زد و مسیر را معرفی می کرد. ساعت 11/30به ترمینال رسیدیم و چون برای حرکت اتوبوس کرج باید تا 8 شب منتظر می ماندیمٰ با اتوبوسی که به تهران می آمد ساعت 12/15رهسپارتهران شدیم. و بالاخره ساعت 9 شب کرج نقطه پایانی بر صعود ما گذاشت. شرکت کنندگان در این برنامه: سرپرست : آقای هادی زکیخانی خانم ها: مهناز جواهری مهسا پور کافی سوسن رییسی آقایان: مرتضی اجتهادی صادق مددی ابراهیم قنبری مسلم ایران نژاد ........ایران نژاد پدرام قاضی
به نام خدا
کوه از اولین سنگ زاده می شود و انسان از اولین درد
گزارش صعود به قله 3884 متری سکه نو
صبح روز جمعه 12 آذر ماه 1389 ساعت 5 صبح طبق قرار از مقابل مسجد جامع کرج به سوی دوست رهسپار شدیم.
هدف صعود قله سکه نو در منطقه گچسر ـ دیزین به سرپرستی آقای هادی زکیخانی بود. 17 نفر بودیم .ساعت 7 در روستای ولایت رود از مینی بوس پیاده شدیم و حرکت به سمت قله آغاز شد. ساعت 20/8 به انتهای دره و آخرین جایی که آب آشامیدنی وجود داشت رسیده و تصمیم به خوردن صبحانه گرفتیم .ساعت 50/8 دوباره حرکت از شیبی نسبتا تند شروع شد .سرقدمی این قسمت از مسیر به آقای آذرخش سپرده شد و تقریبا سرقدمی بقیه مسیر را آقای موسوی به عهده گرفتند . در مسیر چند بار برای استراحت توقف کردیم. ساعت 30/1 با خوشحالی به قله رسیدیم.متاسفانه نسبت به سال های قبل در مسیر برف کمی مشاهده می شد . در سال های قیل در این فصل سال برای صعود به قله باید بیشتر مسیر را برف کوبی می کردیم. ولی امسال به علت بارش کم برف و باران بیشتر مسیر خشک بود و فقط در قلل بلندتر و آن هم در قسمت های سایه و شمالی آن ها کمی برف دیده می شد.هوا آفتابی بود و تا قبل از طلوع خورشید سوز سردی از قلل سر به فلک کشیده گونه هایمان را نوازش می داد . از دور سه بچه خرس را در میان صخره ها دیدیم. روی قله ودر قسمت های کم دیگری موبایل آنتن داشت.بعد از گشت و عکاسی روی قله سرپرست برای گرامی داشت بزرگان و پیش کسوتان کوه 1 دقیقه سکوت اعلام کرده و سپس با اشراف کاملی که نسبت به قله های اطراف داشتند به معرفی هر یک از آن ها پرداختند.دیگر وقت برگشتن بود . ساعت 4 به انتهای سراشیبی و. در کنار چشمه ای به دو نفر از همنوردانمان که از بین راه صعود به قله به خاطر ادامه ندادن یکی از آن ها به پایین بر گشته بودند ملحق شدیم. و چون خورشید کم کم بار سفر می بست خیلی سریع یعنی حدود 15 دقیقه چیزی به نام نهار خورده و حرکت کردیم. ساعت 5 وقتی که تاریکی کم کم چادرش را بر روستا می افکند وارد ولایت رود و سوار مینی بوس شدیم. و ساعت 7 در کرج از دوستان خدا حافظی کردیم. در پایان از سرپرست برنامه به خاطر صعود بسیار زیبا و خوبی که داشتیم تشکر می کنم. در ضمن جا دارد که از آقای آذرخش به خاطر از خود گذشتگیشان جهت بر گشتن از بین راه به خاطر دوست دیگرمان قدر دانی کنم.
ضمنا لازم به یاد آوری است که دو سوم از 17 هم نورد عضو گروه و بقیه میهمان بودند
هزینه برنامه نفری پنج هزار تومان
سکه نو از شمال به دره وارنگه رود از غرب به روستای وارنگه رود از شرق به قله سه چال و از جنوب به روستای ولایت رود محدود می شود.
و در دورترها :
در شمال قلل : یخچال کمان و آزاد کوه
در شمال شرق : خلنو هرزه کوه و دالکولی
در شرق : سه چال کلون بستک و دالکولی
در جنوب : منار سیاه سنگ لوارک
در جنوب غرب : هفت خوان کلاش ویا کرچان
در غرب : روستای وارنگه رود
در شمال غرب : علم کوه و تخت سلیمان دیده می شوند.
" سوسن رییسی"