گزارش برنامه چغازنبیل

 

1/9/1391

 

بزرگ ترین سفرها سفر در خویش است

 

ساعت 30/9صبح روز چهارشنبه 1/9/91 از میدان توحید کرج  حرکت کردیم  هدف دیدار از زیبایی های استان تاریخی و باستانی خوزستان  بود . ساعت 1 بعداز ظهر به شهر اراک رسیدیم و به اصرار دوست اراکی مان آقای عقیلی نهار را در منزل ایشان صرف کردیم و با استقبال و بدرقه ی محبت آمیزی روبرو شدیم . ساعت 30/3 از اراک حرکت کردیم  و ساعت 11 شب به دزفول رسیدیم . طبق هماهنگی قبلی قرار بود دوست و راهنمای دزفولی مان آقای مهندس عصاره ها  در شهر دزفول با ما همراه شوند ایشان از مدت ها قبل برای رفاه و آسایش ما تدابیری اندیشیده بودند و در طول سفر نیز با ما در تماس بودند. به دزفول رسیده و پس از استقبال گرم این هم نورد قدیمی از پی شان روانه شدیم و به سمت روستای پا قلعه از توابع شهیون حرکت کردیم.ساعت 12 به روستا رسیدیم و شب را در خانه ای روستایی سپری کردیم این منطقه در شمال خوزستان واقع شده. صبح با صبحانه ای لذیذ از طرف راهنما پذیرایی شدیم ترکیب شیربرنج و عسل .

ساعتی پس از آن به دنبال راهنما رهسپاردره کول خرسون شدیم.کول در زبان محلی به معنی دره است.   کم کم به دشتی وسیع و زیبا وارد شدیم  مسیر پوشیده از درخت های کنار یا سدر و نیز قسمتی پوشیده از نخل بود . با گذر از پستی و بلندی های بسیار وارد تنگه زیبای کول خرسون شدیم . تنگه ای بسیار دیدنی و کمی ترسناک . دهانه تنگه پر از برگ های زیبای پرسیاووشان بود.با برداشتن هر قدم جلوه های زیبا و متفاوتی روبرویمان نمایان می شد.گاه تنگه آنقدر باریک می شد که فقط امکان عبور یک نفر را داشت . دیواره های دو طرف گاهی در بالای سرمان به هم می رسیدندو گاه فقط روزنه باریکی دیده می شد. حدود 5کیلومتر در دره پیش رفته و مسیر رفته را برگشتیم . این دره در نهایت به  رودخانه دز منتهی می شود و از آنجا با شنا یا قایق می توان به خشکی رسید.در طول مسیر آقای عصاره و نیز راهنمای روستا توضیحاتی در مورد منطقه می دادند.

بعد از نهار دوباره به سمت قلعه شاداب حرکت کردیم . چند نفر از بچه ها تصمیم گرفتند به جای دیدن قلعه به دریاچه سد رفته و قایق سواری کنند . در مسیر قلعه قبرستانی قدیمی وجود دارد با سنگ قبرهایی کنده کاری شده و دیدنی . همچنان راه سر بالا را پیش گرفتیم تا به در ورودی قلعه رسیدیم  این در تنها راه ورود به قلعه است و کلید آن هم نزد پیر مردی محلی است. قلعه شاداب ارتفاعی بالای 900 متر از سطح دریا دارد. و شامل برج و بارو و پل دیواره ای و آسیاب های بادی و غارهای محل زندگی انسان و حیوان می باشد .بعد از دیدن قلعه به کوه پیمایی ادامه دادیم و در نهایت به بلندترین نقطه رسیده و به تماشای دریاچه سد دز در غروب زیبای خورشید نشستیم . عزم بازگشت کردیم. هوا لطیف و مطبوع بود. کم کم تاریک می شد که به روستای پا منار که در همسایگی روستای پا قلعه ( محل شب مانی شب قبل ) است رسیدیم. روز پر فعالیتی داشتیم. حدود 20 کیلومتر پیاده روی کردیم. شب در روستا در کنار دوستان به خوبی گذشت. و طبق پیش بینی راهنما و میزبان محلی آقای سازگار شام سبزی پلو و ماهی خوردیم. صبح روز بعد در حالی که باران تندی می بارید به سمت شهر باستانی شوش حرکت کردیم.  در آنجا از بقایای کاخ داریوش و نیز قلعه ساخته محققین فرانسوی دیدن کردیم . و بعد از آن راهی چغازنبیل  شدیم.این سازه در 40کیلومتری جنوب شرقی شهر شوش و 35 کیلومتری غرب شهرستان شوشتر و در نزدیکی منطقه باستانی هفت تپه واقع شده است.

نیایشگاه چغازنبیل توسط اونتاش گال پادشاه بزرگ ایلام باستان برای ستایش ایزد اینشو شیناک نگهبان شهر شوش ساخته شده است.ساخت این بنا مربوط به 1250 پ.م است. چغا در گویش محلی به معنی تپه و زنبیل به معنی سبد می باشد که اشاره ای است به مکان معبد که تپه بوده و آن را به زنبیلی وارونه تشبیه کرده اند . این بنا نزد باستان شناسان به _ دور اونتش _ معروف است که به معنای ( دژاونتش) پادشاه ایلام باستان که دستور ساخت این شهر مذهبی را داده است  می باشد .چغازنبیل از معدود بناهای ایرانی است که در سال 1979 در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو ثبت شده است . ارتفاع اولیه بنا 52 متر بوده که امروز به 25 متر می رسد و تنها دو طبقه از آن باقی مانده است. زیر بنای چغازنبیل یک مربع 110 در 110 متر است. باران  شدت گرفته بود و ناچار به سرعت به سمت موزه هفت تپه رفتیم. این موزه بسیار غنی و با ارزش است.و از ماکت ها و اشیائ باستانی زیادی برخوردار است. از هفت تپه راهی شوشتر شدیم. در تمام مسیر مزارع نیشکر به چشم می خورد. به شهر شوشتر رسیده و به رستوران موزه مستوفی این شهر رفتیم.این بنا مربوط به دوره قاجاریه است.از یکی از پل های قدیمی شهر دیدن کرده و بعد به دیدن آسیاب ها و آبشارهای شهر رفتیم.در سال 1312 مجموعه آسیاب ها و آبشارهای شوشتر دومین نیروگاه برق آبی ایران تاسیس شدکه در خوزستان اولین نیروگاه برق بود و این نیروگاه به نام کارخانه برق نمکی شناخته می شد. بعدها به علت ولتاژ خروجی ،این نیروگاه از چرخه تولید خارج شد و امروز بیشتر جنبه توریستی دارد.این مجموعه از قسمت های مختلفی  مثل کارخانه یخ ، تلمبه خانه و کارخانه برق تشکیل شده است.در زیر باران شدید سوار مینی بوس شده و به سمت گتوند از توابع شوشتر راهی شدیم . در راه دقایقی بر مزار شاعر و نویسنده بزرگ معاصر استاد فقید ، قیصر امین پور فاتحه ای خواندیم .و به یاد آوردیم :

حرف های ما هنوز ناتمام     

تا نگاه می کنی وقت رفتن است

...........ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان چه قدر زود دیر می شود    ....

         

به تاسیسات سد کتوند رسیدیم و در آنجا طبق لطف و پیش بینی آقای عصاره از امکانات خوبی برخوردار شدیم .خانه ای بزرگ در اختیارمان قرار داده شد و شام را در رستوران مهمان سرا صرف کردیم.و شب در محوطه ای بزرگ و پر درخت و زیبا آتش افروختیم و ساعتی به صحبت و شعر خوانی پرداختیم. صبح روز بعد راهی دره با شکوه و رویایی دیگری به نام کول چپی شدیم .

کول چپی  نیز دره ای طولانی و زیبا ست ارتفاعات کوتاه اطراف سنگی و سرسبز و زیبا هستند و دره را نیزار انبوهی پوشانده است که در نهایت به  رود خانه کارون و سد تنظیمی گتوند ختم می شود . مدتی طولانی پیاده روی کردیم تا به منطقه ای نسبتا باز به نام شیخ سلیمان رسیدیم . کمی استراحت کردیم و راهنمای محلی طبق باورهای اهالی ، توضیحاتی در مورد آن محل و ساختمانی که خراب شده بود دادند . در بالا دست قلعه رستم دیده می شد که به خاطر کمی وقت و احتمال بارش باران از رفتن به قلعه صرف نظر کردیم. و به سمت دیواره سد حرکت کردیم.در کنار سد عظیم گتوند آقای عصاره ها در مورد انواع سد و چگونگی کار آن ها اطلاعاتی دادند .و در نهایت به مهمان سرا برگشتیم . باز هم شبی در کنار آتش به شعر خوانی و بلال خوری گذشت و بالاخره پای در حریم خواب گذاشتیم.

ساعت 30/7صبح روز بعد یعنی یکشنبه 5/9/91 در مینی بوس منتظر حرکت به کرج بودیم که راهنما  از راه  رسیدند و با بدرقه گرمی ما را راهی کردند. ساعت 11 شب کرج   ورود ما را خوش آمد گفت .

 

 

تعداد 18 نفر

هزینه  150 هزار تومان

/ 0 نظر / 16 بازدید